- سایت خبری تحلیلی کورد پاریز | KURDPAREZ - https://www.kurdparez.com -

پ.ک.ک و پژاک چگونه زنان و دختران را برای مبارزه مسلحانه فریب می‌دهند؟

عبدالله اوجالان به لحاظ شخصیتی انسانی شکاک است. وی حتی در دورانی که خودش بطور مستقیم هدایت پ.ک.ک را به عهده داشته به شدت نسبت به اطرافیانش سوءظن داشته است.

پ.ک.ک و پژاک از نمای نزدیک ؛ گروهک پ. ک. ک و شاخه ایران آن (گروهک پژاک) از جمله نیروهای تروریستی هستند که در مرزهای غربی کشور ما فعال هستند. گرچه غیور مردان و حافظان امنیت مرزها تا کنون ضربات سخت و سنگینی به عناصر این گروهک وارد ساختند و آنها رو وادار به خفت عقب نشینی کرده اند، اما بررسی سابقه تشکیل این گروهک و گفتگو با اعضای وفادار آن در مطالعه پیشینه اعتقادی، عقبه فکری و آرمان های اعضای پ. ک. ک کمک شایانی می کند. در ویژه نامه مشرق که تحت عنوان «پ. ک. ک و پژاک از نمای نزدیک» در ایام نوروز منتشر می شود، نگاهی داریم به زمینه های تشکیل این گروه و همچنین با برخی از اعضای جداشده و به دام افتاده این گروهک به گفتگو خواهیم نشست تا از نمایی نزدیک، با حقیقت پ. ک. ک و جنایات این گروهک و انگیزه های انحرافی اعضاء [بعضا] فریب خورده آشنا شویم.

در قسمت اول پرونده «پ. ک.ک و پژاک از نمای نزدیک» به تاریخچه تشکیل این گروهک و افراد شاخص آن پرداختیم. 

در قسمت دوم فراز و فرودهای فعالیت مسلحانه این گروه تروریستی را بررسی کردیم

سومین قسمت از این پرونده به روش های مغزشویی در این گروهک اختصاص داشت و در آن بخشی از اعترافات اعضای فریب خورده پژاک منتشر شد

قسمت چهارم پرونده به روش های حذف مخالفین داخل این فرقه و تسویه های درون سازمانی آن پرداختیم

در طول دهه های پس از فروپاشی امپراطوری عثمانی گروهها، احزاب و سازمانهای زیادی از میان کُردهای ترکیه برخاستند که بر هویت کُردی تاکید داشتند. جمعیت خویبوون، جمعیت استقلال (آزادی) کردستان، خانه های فرهنگی شرق، حزب سوسیالیست کردستان ترکیه، حزب دمکرات کردستان ترکیه (شاخه ی بارزانی ها در ترکیه)، حزب نجات ملی کردستان، از جمله این احزاب و سازمانها بودند، اما در میانه ی دهه هفتاد خشن ترین و افراطی ترین گروه کُرد در تاریخ معاصر ترکیه یعنی گروه موسوم به حزب کارگران کُردستان ترکیه پ .ک .ک وارد عرصه ی سیاسی ترکیه شد.

عبدالله اوجالان و برخی دوستان دانشجویش همچون کمال پیر، جمیل بائیک، مظلوم دوغان، محمد خیری دورموش و حقی قرار در محله ی توزلو چایر در آنکارا در تاریخ ۲۱ مارس ۱۹۷۴ اولین جلسه ی خود را برگزار کردند و در آنجا تصمیم به تشکیل گروه پ.ک.ک گرفتند.

گروه پ.ک.ک ۱۰ سال بعد یعنی از سال ۱۹۸۴ وارد فاز مبارزه مسلحانه شد و اکنون با سپری شدن ۳۲ سال از مشی مسلحانه پ.ک.ک نه تنها مساله کردها در ترکیه حل نشده و دستاورد ملموسی نصیب کردهای ترکیه نشده است بلکه هر روز ابعاد این معضل داخلی در ترکیه گسترده تر می شود.

از آنجا که در گروه های مسلح، تجزیه طلب و شبه نظامی، فرد شماره یک گروه، نقش محوری دارد در این مقاله سعی داریم نگاهی بیندازیم به برخی وجوه شخصیتی عبدالله اوجالان به عنوان پایه گذار و فرد شماره یک گروه پ.ک.ک.

تاثیر پذیری اوجالان از مارکسیسم – لنینیسم

پ.ک.ک بر اساس اندیشه ی مارکسیسم – لننیسم شکل گرفت. بررسی ها نشان می دهد عبدالله اوجالان در دوران جوانی و قبل از آنکه گروه پ.ک.ک را پایه گذاری کند، به شدت از جریانات مارکسیست در ترکیه تاثیر پذیرفته است.

در این میان دو چهره چپگرای تُرک  به نام ماهر چایان و دنیز گزمیش که هر دو از مسئولان گروه مارکسیست – لنینیست “جبهه حزبی آزادیبخش خلق ترکیه”  موسوم به THKP-C بودند، در شکل گیری شخصیت اوجالان و تمایل وی برای تأسیس یک گروه بسیار اثرگذار بوده اند.

عبدالله اوجالان در گفتگو با یالچین کوچوک می گوید: «در اواخر سال ۱۹۷۱ به آنکارا رفتم. آنجا ماهر و دنیز آن دو قهرمان زنده یاد از زندان فرار کرده بودند و هنوز دستگیر نشده بودند. آنها می جنگیدند و مبارزه شان هنوز از یادم نرفته است. شهید شدنشان در سی ام مارس خیلی در من اثر گذاشت. آنها قهرمان بودند و اعتماد ما را به دست آورده بودند. آنها بودند که مبارزات خودشان را بنیاد نهادند و در مرحله ای مهم تلاش و کوششان را به انجام رساندند. در دانشکده علوم سیاسی هواداران زیادی داشتند. اواخر سال ۱۹۷۱ و اوایل ۱۹۷۲ سخنرانی و گفته های ماهر و رفقایش را قبل از اینکه تحت تعقیب باشند، شنیده بودم. من شجاعتشان را دیدم و دریافتم که به اعتقادشان پیوند خورده اند. راستی و صداقت را در آنها دیدم و بعد در دل با خود گفتم: نباید از آنها دست بردارم.» (یالچین کوچوک، ۱۳۷۸ ص ۷۷ و ۷۸ ).

اوجالان که ماهر چایان و دنیز گزمیش را قهرمانان زندگی خود می نامد در ادامه گفتگویش با یالچین کوچوک بر اینکه چگونه جرقه تأسیس یک گروه در ذهنش بوجود آمد اشاره دارد. اوجالان در این زمینه می گوید: «من خلاف و خطایی در کار قهرمانان ندیدم. آنها به خاطر آرمانشان کشته شده بودند و عده ای دیگر باید به آرمان آنها ادامه می دادند. آن وقت انگیزه ای در من بوجود آمد که حزبی را تشکیل بدهم. عقیده ام این است که خاطره قهرمانان هفتاد و یک (۱۹۷۱) باید زنده بماند.»

نکته دیگر اینکه پ.ک.ک در اواخر سال ۱۹۹۶ یک پروتکل اتحاد با گروه های مارکسیست و لنینیست خارجی امضاء کرد و تصمیم به همکاری با آنها گرفت.

سوءظن شدید اوجالان به اطرافیانش و بررسی ریشه های خشونت طلبی اوجالان 

عبدالله اوجالان به لحاظ شخصیتی انسانی شکاک است. وی حتی در دورانی که خودش بطور مستقیم هدایت پ.ک.ک را به عهده داشته به شدت نسبت به اطرافیانش سوءظن داشته است. وی نسبت به کادرهای گروهش لحنی آمرانه دارد و خود را برتر از دیگران می داند.

اوجالان در گفتگو با یالچین کوچوک می گوید: من هر انسانی را به آسانی دوست ندارم. حال ۴۴ سال دارم و هنوز به دنبال کادری می گردم که خیلی دوستش داشته باشم یا پیدایش کنم تا بهترین دوستم شود. عده ای را در اطرافم می بینم که از همه شان بیزارم. اگر امید نبود، هیچ کدامشان را نزد خود نگه نمی داشتم. من برای رسیدن به هدفم به مبارزه ای بی پایان دست زده ام. می بینید که من انسان را با جنگ اصلاح می کنم. من به خاطر زیبایی جنگ می کنم. با اطمینان می گویم، کسانی که می خواهند با من بمانند، باید در این چارچوب باشند. شاید بگویید آنها برای خودشان زندگی نمی کنند و عاشق خودشان نیستند. من می گویم اگر می خواهند جنگاور راه ارزش ها و بنیادهای انسانیت باشند، می توانند پیش من بمانند، در غیر این صورت بروند و جایی زندگی کنند که در پوست خودشان نگنجند. من جنگاور راه بزرگی و زیبایی هستم و چه در عمل و چه در تئوری، در این مسأله صاحبنظر هستم .»

عبدالله اوجالان در ادامه می افزاید: «بدون شک تمام مشکلات برای من مانده است. در حالی که آرزو داشتم، رهبری گروهی در میان بود که قدرت و نیروی زیادی در تحلیل و گفتگو داشت و در مورد مسائل مهم و بزرگ به بحث می نشست و هوشیار و زیرک بود و قطعنامه راست و درست بیرون می داد و توان گزینش و قدرت جوابگویی داشته باشد، اما من را ناچار کرده اند که به تنهایی کارها را انجام بدهم و در واقع این مایه استهلاک من شده است.» (یالچین کوچوک ، ۱۳۷۸)

اما ریشه های تندخویی و خشونت طلبی اوجالان در چیست؟

بسیاری از جامعه شناسان و  پژوهشگران معتقدند ریشه های خشونت طلبی و افراطی گری در دوران بزرگسالی را باید در دوران کودکی افراد جستجو کرد. “کارن هورنای” روانکاو آلمانی که از اولین پیروان فروید بود در این زمینه می گوید: «خشونت ریشه در ترس دارد. هر چه کودکی در فضای امن تری رشد کند تمایل او به خشونت کمتر می شود. بعدها “کارو دو بوآ” و رونالد روهنر” در تحقیقاتی که بر روی فرهنگ های مختلف انجام دادند نظر هورنای را تایید کردند.»

در هر جامعه ای که کودکان حضور فیزیکی و روانی بیشتری از مادر را تجربه می کنند خشونت کمتر است. حضور بیشتر مادر در نزد کودک در او احساس امنیت ایجاد می کند و آستانه تحریک سیستم “ستیز- گریز” مغز او را بالاتر می برد. چنین کودکی در سراسر عمر دیرتر احساس تهدید و ناامنی می کند و دیرتر از کوره در می رود و دست به خشونت می زند.

درباره شخصیت عبدالله اوجالان و عقیده محکمِ وی به راهبرد مسلحانه و  روش های خشونت آمیز تا کنون مقالات مختلفی نوشته شده است اما در این میان دوران کودکی وی کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

نبیل الملحم روزنامه نگار مشهور عرب سوریه سالها قبل با عبدالله اوجالان گفتگوی مفصلی انجام داده است که این گفتگو در سال ۱۹۹۶ در قالب کتابی تحت عنوان: “سبعه ایام مع آپو: قائد و شعب حوار اجراه نبیل الملحم مع عبدالله اوج الان [1]” در آتن انتشار یافت.

عبدالله اوجالان در این گفتگو سخنان تکان دهنده ای درباره دوران کودکی خود ذکر می کند. اوجالان در بخشی از این گفتگو می گوید: «اگر مادرم می دید که حقش پایمال می شود حتی اگر مساله بسیار بسیار ساده هم بود، عصبانی می شد و مرافعه بر پا می کرد… مادرم مردان را هیچ می انگاشت. همانند زنی مستقل و قوی بود و در دعواها جسور بود . هر انسانی هنگام جنگیدن برخی مسائل را مد نظر قرار می دهد اما مادرم هیچ حسابی را برای هیچ نتیجه ای نمی کرد.»

عبدالله اوجالان سپس درباره پیشینه جنگ طلبی و خشونت طلبی در خانواده و اجداد خود چنین می گوید: «شخصی درباره خانواده و روستای ما (عمرلی) کتابی نوشته و گفته است که خانواده اوجالان برای جنگیدن با تُرک ها بوجود آمده اند. این خانواده جنگی را علیه تُرک ها بر پا کرده است. چرا این را می گویم؟ نام خانوادگی من این را بازگو می کند؟ اوجالان یعنی انتقام گیرنده. تاریخ اجدادم می گوید که این خانواده چند جنگ طولانی را بر ضد تُرک ها بر پا کرده اند.»

اوجالان در بخش دیگری از این گفتگو به ذکر خاطره ای درباره خود و برادر کوچکش می پردازد که نشانه های اولیه شکل گیری بزه کاری، خشونت و افراطی گری را می توان در این خاطره مشاهده کرد:

روزی در میان تاکستان مشغول کار بودم. برادر کوچکم آمد و بجای اینکه به کار مفیدی بپردازد شروع به خراب کردن درختان نمود. من او را سنگباران کردم. با عجله گریخت و خودش را پشت سر پدرم پنهان کرد. اما من از سنگباران دست نکشیدم. پدرم خواست جلوی مرا بگیرد اما من کار خود را ادامه می دادم و هجوم می بردم. تا جائیکه آنها از مقابله با من خسته شده و عقب نشینی کردند. بعد از آن من با عجله خودم را به خانه رساندم. تازه فهمیدم که جنگی جهانی را علیه خانواده خودم بر پا کرده ام. ۱۰ لیره از جیب پدرم برداشتم. دیگر نمی توانستم در میان آنان زندگی کنم. مخصوصاً در این مورد مطمئن بودم که در روستا کسی نیست تا مرا پیش خود نگه دارد. تنها راه چاره ترک کردن روستا بود و این را نیز عملی کردم.

مرور مراحل بعدی زندگی عبدالله اوجالان در دوران نوجوانی، جوانی، دانشجویی و بزرگسالی نشان می دهد که همزمان با بالاتر رفتن سنِ اوجالان، میل و علاقه وی به روش های خشونت آمیز و خشن برای رسیدن به هدف نیز در شخصیت وی قوی تر شده است . در دوران زندان نیز وی اگر چه هر از چندگاهی بصورت تاکتیکی به نفی مبارزه مسلحانه اشاره هایی دارد اما هیچگاه رویکرد مسلحانه و خشونت آمیز را بطور کامل رها نکرده است.

در جریان مذاکرات روند صلح پ.ک.ک با دولت ترکیه نیز صحبت های اوجالان درباره رویکرد مسلحانه در پیام های نوروزیِ وی همواره دو پهلو بود و او هیچگاه بصورت صریح و شفاف از اعضای پ.ک.ک نخواست که اسلحه را کنار گذاشته و رویکردهای سیاسی در پیش بگیرند.

نگرش منفی اوجالان نسبت به زن و خانواده

صاحبنظران و جامعه شناسان معتقدند ” خانواده ” نخستین نهاد عمومی است که در سایه پیوند زناشویی زن و مرد بوجود می آید و با تولد فرزندان تکمیل می شود. از ابتدای تاریخ تا کنون نیز نهاد خانواده زیربنای جامعه بوده و فرهنگ و تمدن بشر از آن برخاسته است.

در دین مبین اسلام به مثابه ی مکتبی انسان‌ساز، خانواده دارای ارزش و جایگاهی ممتاز است. اسلام، نهاد خانواده را کانون تربیت فردی و اجتماعی می داند و نیک‌بختی و بدبختی جامعه انسانی را نیز به صلاح و فساد این نهاد وابسته می‌داند و هدف از تشکیل خانواده را تأمین نیازهای عاطفی و معنوی انسان از جمله دست‌یابی به آرامش برمی‌شمارد.

اما در ایدئولوژی ها و مبانی فکریِ متأثر از مارکسیسم – لنینیسم نهاد خانواده عموماً نفی می شود. پ.ک.ک به عنوان یک گروه مارکسیست – لنینیست نگاه مثبتی به نهاد خانواده ندارد و آن را عامل عقب ماندگی زنان می داند. نگاهی به اساسنامه گروهک پژاک که شاخه ای از پ.ک.ک است نشان می دهد این گروه عدم وجود روابط دمکراتیک در مناسبات خانوادگی و جامعه را بهانه ای برای نفی خانواده برشمرده و در اساسنامه ی خود مدعی است که زن آزاد، به معنای جامعه ی آزاد است و جامعه ی آزاد نیز ملت دمکراتیک است در همین رابطه نقش سنتی مرد باید واژگون شود و این امر اهمیتی انقلابی دارد.

تعریفی که پ.ک.ک از زن و نهاد خانواده ارائه می کند مبتنی بر دیدگاه نظام اشتراکی زندگی، بدون وجود حریم خصوصی خانواده است که مصداق آن در افکار و اندیشه های عبدالله اوجالان نمود پیدا می کند.  بدبینی مفرط اوجالان نسبت به روابط زن و مرد و نیز نگاه منفی اوجالان به مفهوم عشق و دوست داشتن را می توان در مصاحبه ی او با یالچین کوچوک مشاهده کرد، آنگاه که می گوید: «من زنی را ارزیابی می کنم که در چارچوب جامعه نتوانسته است زورگویی و برتری مرد را از میان ببرد و یا در این راه کوشیده است بیشتر مظلوم واقع شود، به شکلی که هیچ پیوندی نه با دوست داشتن دارد نه با دوستی و هیچ مردی را نمی بینم که شایسته دوست داشتن باشد و علاقه بوجود آورد یا عاشق شود این واقعیت فلسفه ی من است.»

عبدالله اوجالان در نگاه خود نسبت به زن و خانواده، مفهوم عدالت و برابری را مصادره می کند و بدون توجه به تفاوت های بنیادین زن و مرد اعم از جسمی و روحی همه را موجوداتی یکسان تلقی کرده و عدالت را به سخره می گیرد. این در حالیست که زن نیازها و توانایی هایی دارد که مرد ندارد و بالعکس.

فریب زنان و دختران و بکارگیری آنان در فعالیت های خشن و مسلحانه در گروه پ.ک.ک به بهانه هایی همچون میهن پرستی و دستیابی به آزادی صورت می گیرد که بیانگر غالب بودن نگاه ابزاری نسبت به زن در پ.ک.ک است.

عبدالله اوجالان در بخش دیگری از مصاحبه خود با یالچین کوچوک می گوید: «وقتی که از راستی و واقعیت کُرد حرف می زنیم، می کوشیم خانواده و شخصیت زن کُرد را کاملاً تحلیل کنیم. باید به بعضی از موارد اصولی و پایه ای هم فکر کنیم تا بتوانیم این نوع ارتباطات و پیوندها را معمولی کنیم. اولین پایه آن است که تا آخرین مرحله، میهن پرست باشیم.» اوجالان در ادامه می گوید:  «مساله زن گرفتن پیوند مستقیم با جنگ دارد. وقتی بتوانم دختری را میان خود و حزبمان راه بدهم، این قضیه ارتباط با نیرومند تر شدن ما در جنگ دارد.»

شاید برای یافتن منشأ نگرش منفیِ اوجالان نسبت به زن و خانواده باید نحوه ورود خانم “کثیره”  به درون تشکیلات پ.ک.ک و ارتباط صمیمی او با عبدالله اوجالان و در نهایت سوء ظن شدید اوجالان نسبت به این زن را مرور کرد. یالچین کوچوک از اوجالان می پرسد شما ابتدا از دوستی با کثیره بدتان نمی آمد و دنبال آن می گشتید، آیا بعد از آن همه ارتباط با او، به این فکر کرده بودید که اگر این ارتباطات نبود، بهتر بود؟

عبدالله اوجالان می گوید آشنایی با کثیره آزمون بزرگی بود. من چیزهای بسیاری از زندگی فهمیدم. چیزی را که دولت به من بدهد به آن اطمینان نمی کنم… درس ها و پندهایی که من از آن ارتباط فرا گرفتم و آن همه آزاری که از آن دیدم، از همه چیز بزرگتر بود.

تفکرات اوجالان به میزان قابل توجهی تحت تاثیر نظریات آنارشیست های فردگرا است. بنیاد نظری آنارشیسم فردگرا را در آثار ماکس اشتیرنر آلمانی و بنجامین تاکر آمریکایی می توان پیدا کرد. اشتیرنر در کتاب شخص و دارایی‌اش (چاپ نخست ۱۸۴۴) عقایدش را تشریح کرده‌است. به اعتقاد وی انسان حق دارد هر آنچه می‌خواهد انجام دهد. و هر چه آزادی وی را سلب کند نابود باید گردد. اشتیرنر نه تنها با قانون و مالکیت خصوصی سر مخالفت می‌دارد بلکه با مفاهیم خدا و کشور و خانواده و عشق هم بنای ناسازگاری می‌گذارد. نظریات تاکر را با نام آنارشیسم فلسفی نیز می‌شناسند و آن را سهم آمریکاییان در تاریخ نظریه آنارشیسم قلمداد می‌کنند. معمولاً میان آنارشیسم فلسفی یا آنارشیسم فردگرا و آنارشیسم کمونیست یا توده‌گرایی تقابل می‌افکنند. از جمله تفاوت‌هایی که بیان می‌دارند تشویق به خشونت در دومی بر خلاف اولی‌است. این تقابل‌افکنی مخالفانی هم می‌دارد. تاکر در نظریه‌پردازی‌های خویش از دارایی چیست؟ از پرودون اثر پذیرفته است. او با هرگونه اعمال قدرت از سوی دولت مخالف بود و آن را غیراخلاقی می‌دانست. تاکر و پیروانش با چهار انحصار اصلی‌ای که آبشخورشان وجود دولت می‌بود به مخالفت پرداختند که شامل زمین، پول، دادوستد و حقوق پدیدآورندگان. نابودی این انحصارات را مایه از میان رفتن فقر می‌دانستند. با قدرت‌گرفتن سندیکاها و سایر پیکره‌های اجتماعی در ایالات متحده آنارشیسم فردگرا نیز رو به افول گذاشت.

بررسی تطبیقی وضعیت زنان و مردان در تشکیلات پ.ک.ک در دو نقطه مشخص؛ یعنی کمپ های کوهستان قندیل و همچنین مقرات این گروه در کشورهای اروپایی نظیر سوئد ، آلمان و چند کشور دیگر نشانگر سطحی بودن تفکرات اوجالان حتی در عمق تشکیلاتی این گروه است . هم اکنون که زنان و مردان در پ.ک.ک و شاخه های اقماری آن نظیر پژاک ، کودار و … با تفکر نفی خانواده و زنان بدون مردان تعریف میشوند و انواع محدودیت های ضد انسانی و مغایر با حقوق بشر برای آنها اعمال میشود، زنان و مردان تشکیلاتی اروپانشین پ.ک.ک، پژاک و … در فضای عیش و نوش و خوشگذرانی محیط غرب در حال گذران زندگی هستند و بی توجه به تفکرات اوجالان و حتی بدون در نظر گرفتن شرایط تاسف باری که برای زنان و مردان قندیل نشین جریان دارد تصاویر کودکان، خانواده، جشن ها و خوشگذرانی هایشان را با ژست مبارزه در صفحات مجازی شان منتشر می کنند.